داستان زیبا عاشقانه رمانتیک

داستان زیبا عاشقانه رمانتیک

 

 

این داستان واقعن که زیباست. 

==================== 

 

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.

هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…

بعد از یک ماه پسرک مرد…

وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد…

دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده…

دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد…

میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد . 

 

 

==== 

 

این داستان به این معناست که نه دخترک میدونست که پسرک دوستش داره و نه پسرک میدونست که دخترک دوستش داره. 

نطر یادتان نرود لطفا